خاطِرات روزانهـ مَن

مَـرا کِیفیَتِ چَشمـِ تو کافیست...

خاطِرات روزانهـ مَن

مَـرا کِیفیَتِ چَشمـِ تو کافیست...

1. دلتنگی...

  
اینروزا عجیب یادت میافتم...

بهت خیلی فکر میکنم

همیشه بهت فکر میکنم... اینروزا بیشتر

با خودم میگم اگر بودی خیلی چیزا با الان فرق داشت

به این فکر میکنم که تو هیچ لذتی از زندگی نبردی

هیچی از زندگی نفهمیدی واقعا!

همیشه خستگی..همیشه کار و کار و کار... اما با اینهمه برا همه وقت میذاشتی

بیشتر اینروزا به این فکر میکنم که اگر بودی یه تماس تلفنی ِ من به تو /یا تو به من چقدر لذت داشت

میگم که کاش الان بودی , بودی ُ زنگم میزدی

زنگم میزدی ُ من با عشق جوابتو میدادم

زنگم میزدی ُ و من با دیدن اسمت دلم قش میرفت و یه لبخند گنده روی صورتم مینشست

میدونی!! اگر بودی حس میکردم یه کـــــــــــــــــــــــــــــــوه پشت سرمه

الان خوبه اما اگر تو بودی یه چیز دیگه میشد

به این چیزا که فکر میکنم احساس میکنم که حس خوبی میشد اگر باهم بودیم

خیلی لذت بخش بود مگه نه؟

آه...گِریَم گرفت... دلم نازکه

یادمه تو هم دلت نازک بود... وقتی بابات بهت یه حرف ناخوشایندی زده بود نشسته بودی اشک میریختی...

آه...آه...آه... یادم نمیره اون چشمای زاغ و شیشه ای میباریدن و فقط سیگار آرومت میکرد

همون لحظه از بابات بدم اومد...

الانم که فکرشو میکنم بدم میاد ازش..

بنظرت چرا اونموقع قدرتو نمیدونستم؟! چون بچه بودم؟!

نه...همون موقع ها هم که ازم دور میشدی و زنگم میزدی دلتنگی امون نمیداد که..! گِریَم میگرفت

یا وقتی از دور ماشینتو میدیدم با ذوق میومدم برای دیدنت

دستمو مینداختم دور گردنتو بوست میکرم...

هروقت میگفتی برو توی ماشین فلان چیزو بیار من میرفتم و یه چیز اضافه هم میآوردم

همیشه توی ماشینت بیسکوئیت ساقه طلایی داشتی... یادش بخیر...

چرا سهم من از یاد تو همش یادت بخیر شده؟

چرا نیستی؟ چرا خودتوندارم؟

لامصب گریه هم که نمیذاره ببینم چی میخواستم بهت بگم...اَه

بجز من خیلی های دیگه هم بهت نیاز داشتن...

کارخوبی نکردی اینطوری رفتی...

میدونی بیشترین نیازمو بهت بهمن و مرداد پارسال فهمیدم

مامانم؟ عاره اون خیلی مهربونه...بهترین آدمه روی زمینه... برام کم نذاشت...هیچیـــــــــــــآ

بهترین بوده / عاقششم... اگر اون نباشه منم نیستم

دروغ نگم بیشتر از تو دوسش دارم... چون مثل تو رفیق نیمه راه نیست

تنهام نمیذاره... همیشه نازمو میکشه... با ناراحتیم ناراحت میشه... غصمو میخوره

تو هم اگر بودی همینطوری بودیااااا اما حیف که نیستی..

تو با رفتنت بیشترین ضربه رو به اون وارد کردی.

اینو میگفتم برات: که  ای کـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاش الان بودی ُ زنگم میزدیُ میگفتی دخترم خوبی؟

ای کــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاش...

دلتنگتم و فردا میام سُراغِت...

دوستت دارم بابا...



+ کسی از دوستان آدرس وبلاگ اولی منو داره؟ یادم رفتتش

نظرات 3 + ارسال نظر
فرزانه ♥ امین شنبه 9 آبان 1394 ساعت 13:14 http://donyayeman-93.blogfa.com/

خوشحالم که دوباره مینویسی لیلا

فدات گلم

ثنا سه‌شنبه 28 مهر 1394 ساعت 23:43 http://www.sana-khanoomi.blogsky.com

تو کدوم لیلایی؟ لیلای ندا؟

یس

منا چهارشنبه 22 مهر 1394 ساعت 18:58 http://sahmemaan.blogsky.com

ای خداااا . . . .
لیلا همینطور دارم واست اشک میریزم

عزیز دلم
فدای قلب مهربونت گریه نکن
ببخشید ناراحتت کردم

امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.